عز الدوله - ملكونوف
76
سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى )
عملها اوقاتم تلخ شد فرستادم بارها كه بهسمت همدان حركت مى - كردند ، نروند . عازم تهران باشد . شب به صحبت گذشت . چهارشنبه بيست و يكم شعبان و پانزدهم ژون : صبح از دلتنگى در باغ گردش كردم . تلگراف از عزيمت خود به تهران و همدان كردم . عصر با نواب و الا ملكآرا خداحافظى « 58 » كرده ، در ساعت پنج از دروازه راه چمان بيرون شده از اميرزاده و اعيان عذر خواسته وداع گفته كالسكه به تندى حركت كرد . نصب شب هوا سرد بود . مهتاب ، آخر شب روشن كرد . در هيچ جاى توقف نكردم . پنجشنبه بيست و دوم شعبان و شانزدهم ژون : شش درجه سرطان در ساعت نه به دروازه غربى تهران و بيست دقيقه بعد به خانه رسيدم . آفتاب گرم بود هواى تهران گرم است . موكب همايون اعليحضرت شاهنشاهى روحى و رح العالمين فداه در ششم اين ماه تشريف فرماى خراسان شده است . كسى در تهران نيست . در اين حالت متحير سه روز بود مرض رو آورده ، ناخوش شدم . و تا امروز در تهران و شميران هرطور بود بسر رفت . اميد تفصيل پروردگار است كه همراه ذات مقدس مبارك همايون شاهنشاهى قرين شادكامى و تا روزگار است پايدار نمايد . سنه قوىئيل 21 درجه سنبله 11 ذيقعده 1300 هجرى 3 سپتامبر 1883 عيسوى روسى در تجريش شميران 52 روز مدت سفر است .
--> ( 58 ) - متن : خداحافظ